سوار سفيدپوش هر بينندهاي را به ياد كليپهاي عصر جمعة صدا و سيما دربارة امام زمان(عج) يا صحنة حملة اميرالمؤمنين(ع) به عمروعاص در سريال معروف امام علي(ع) مياندازد. سوار از غيب آمده، ميآيد و گردن جوان را ميزند و ناپديد ميگردد.نكتة بسيار حائز اهميت اين است كه اين سوار از افق ميآيد و بعد هم ناپديد ميشود! در سرتاسر فيلم ـ نه قبل و نه بعد ـ نمايي از او يا شبيه او وجود ندارد! محسن قنبريان فيلم ضدّ ايراني300 كه يك فيلم درخواستي براي مطالبات سياسي است و در ظرف 80 روز فيلمبرداري و آماده شده است غير از جهات تهاجم به فرهنگ و تمدن ديروز ايرانيان حاوي تهاجمات زيادي به ايران امروز و از جمله عقايد شيعي آن نيز است كه از نگاه بسياري از منتقدان مخفي مانده است. به خلاف آن چه در بين مردم دربارة اين فيلم شايع شده است اين فيلم همة لشكر ميليوني ايران كه متشكل از اقوام مختلف آريايي, عرب و ... است را غير انسان و ديو گونه نشان نميدهد!! هيأت نمايندگي اوّل فيلم و چندين گروه و دستة مبارز جملگي با صورت آدمي امّا در كسوت اقوامي غير آريايي هستند. به گزارش موعود تنها گروه غير انساني كه قيافهاي وحشتناك دارند و دو غول عجيب آدمنما همراه خود دارند دستهاي بزرگ (ظاهرا گارد ويژة سلطنتي خشايار) است. اين گروه از مركز امپراتوري (ايران امروز) هستند. از قضا اينها نقاب بسته و سرتاپا سياهپوش بوده, چيزي شبيه عمامة كوچك سياه بر سر دارند و با حمل پرچمهاي سياه بلند، نمايان ميشوند. در حالي كه به لحاظ تاريخي درفش هخامنشيان هرگز سياه نبوده و چنين لباسي در آنها سابقه نداشته است ديدن آنها در نگاه اوّل چيزي شبيه رژة حزبالله لبنان در محرم را تداعي ميكند. در هنگامة ديگري از جنگ كه ايرانيان شبيه مسلمانان جنگهاي صليبي نمايش داده ميشوند جواني دلير از اسپارتها به طرزي عجيب كشته ميشود كه اين سكانس هم براي تعرض به ايمان به غيب و خاصه اعتقاد به مهدويت اين طايفه (كه نمايندگان ايران امروز در فيلماند) جا داده شده است. قصه چنين است كه از پشت سر در غبار و فضايي نوراني از افق سواري بر اسب سفيد با سرعت نزديك ميشود. جايي دوربين از پهلوي اسب تراولينگ شده و سوار به جوان نزديك ميشود. سوار سفيدپوش هر بينندهاي را به ياد كليپهاي عصر جمعة صدا و سيما دربارة امام زمان(عج) يا صحنة حملة اميرالمؤمنين(ع) به عمروعاص در سريال معروف امام علي(ع) مياندازد. سوار از غيب آمده، ميآيد و گردن جوان را ميزند و ناپديد ميگردد. نكتة بسيار حائز اهميت اين است كه اين سوار از افق ميآيد و بعد هم ناپديد ميشود! در سرتاسر فيلم ـ نه قبل و نه بعد ـ نمايي از او يا شبيه او وجود ندارد! اينها و دهها قرينة ديگر تأييد ميكند كه لشكر ميليوني خشايار يك نماد از تجهيز مشرق زمين مسلمان برضدّ غرب دموكراتيك (كه دائماً در فيلم مجلس سنايش به رخ كشيده ميشود) است؛ كه هستة مركزي آن ايرانيان فعلي با چهرهاي غير انساني و عقايدي خرافي(!) هستند. هر كس تمام فيلم را به دقت ديده باشد بر اين مطلب قرائن بسيار پيدا ميكند. |
اين فيلم، ايرانيان را وحشي و کم خرد و حتي از لحاظ شکل ظاهري نيز زشت و غير انساني نشان مي دهد. بسياري از تحليل گران معتقدند اين فيلم، در راستاي زمينه سازي رواني در ميان افکار عمومي جهانيان براي حمله به ايران صورت مي گيرد و در آن کوشيده شده است جرج بوش، به فرمانده سپاهيان آتني، اسپارتاکوس، که شجاعانه در برابر ايرانيان خطرناک و شرور مي جنگد، تشبيه شود.
![]() منتقدان سينمايي اشکالات فراواني بر فيلم گرفته اند. از جنبه تاريخي، فيلم بر گرفته از روايت هردوت است که خود يک يوناني است و تصديق رواياتش محل شبهه و ابهام دارد. اکثر مورخين بر بزرگنمايي هاي هردوت در تاريخ اذعان دارند، با اين وجود ميلر به رقم "هزار نفر" سپاه ايران که هردوت در تاريخش ذکر کرده هم رحم نکرده، و آن را به يک ميليون نفر رسانده است. و مخاطب ناچار مي بايست از ايرادات نظامي و دشواري هاي عقلي لشگر کشي با اين تعداد عظيم، آن هم در آن زمان، که مترتب بر اين دروغ بزرگ است، صرف نظر کند. از ديگر مسايل مورد سوال در فيلم، وجهه ابلهانه و وحشي ايرانياني است که نمايش داده مي شوند. از فرهنگ غني ايرانيان باستان هم که سخن به ميان نياوريم، ميلر حتي از لباس رسمي سپاه ايران که طراحي فاخر آن، کتب هنري را پر کرده است، نيز نگذشته و آن را به مجموعه اي از نقاب نقره اي روي شنل سياه براي سربازان و تاج و لباسي ياد آور فرعون، براي خشايارشا تنزل داده است. |
ادامه مطلب>>>
فيلم «بابل» ديگر فيلم ضداسلامي سينماي امسال آمريكا، داستان توريستي آمريكايي (كيت بلانشت) است كه به خاطر شيطنت دو كودك مسلمان و بازيگوش و بازي آنها با اسلحه زخمي شده و مجبور ميشود تا يك نصفه روز را در يك دهكده دور افتاده مسلمان نشين به همراه همسرش (برد پيت)، در اوضاعي بسيار ملالتبار و بدون دسترسي به هر گونه ابزار درماني سپري كند.هاليوود همواره در فيلمهاي خود، از «اينديانا جونز» به كارگرداني «استيون اسپيلبرگ» گرفته تا كارتون جذاب «علاء الدين»، سعي كرده تا با معرفي مسلمانان در چهارچوب شخصيتهاي منفي، بر تصورات منفي و سوء تفاهمهايي كه در ارتباط با مسلمانان وجود دارد بيش از پيش دامن زند. اگرچه اسلامستيزي در هاليوود مسئله چندان جديدي نيست ولي طي سالهاي اخير بالاخص پس از حادثه 11 سپتامبر، اين مسئله شدت يافته است، آنچنانكه امسال در فيلمهاي زيادي از جمله دو فيلم از نامزدهاي اسكار، «بابل» و «پرواز شماره 93»، شاهد چنين تصوير منفي از مسلمانان بوديم. در فيلم «پرواز شماره 93»، پروازي با نام «يونايتد 93»، در تاريخ 11 سپتامبر، توسط عدهاي از جوانان مسلمان به قصد منهدم نمودن كاخ سفيد دزيده ميشود ولي با تلاش مسافران، قبل از رسيدن به مقصد، در ميانه راه سقوط مينمايد. اين فيلم با صحنهاي آغاز ميشود كه اين جوانان با خواندن نماز و قرآن و مجهز نمودن خود به ابزاري چون خنجر و چاقو خود را براي چنين عمليات تروريستي آماده ميكنند و در سكانس ديگري در هواپيما شاهد آن هستيم كه يكي از اين جوانان در بدو اقدام به هواپيماربايي، بدون هيچ اخطاري، الله اكبر گويان چاقوي خود را در پهلوي مسافري بيگناه فرو ميبرد. كارگردان در اين فيلم سعي كرده تا مسلمانان را افرادي بسيار خشن و غيرمنطقي كه براحتي براي رسيدن به هدف خود هر فرد بيگناهي را قرباني ميكنند، نشان ميدهد. فيلم «بابل» ديگر فيلم ضداسلامي سينماي امسال آمريكا، داستان توريستي آمريكايي (كيت بلانشت) است كه به خاطر شيطنت دو كودك مسلمان و بازيگوش و بازي آنها با اسلحه زخمي شده و مجبور ميشود تا يك نصفه روز را در يك دهكده دور افتاده مسلمان نشين به همراه همسرش (برد پيت)، در اوضاعي بسيار ملالتبار و بدون دسترسي به هر گونه ابزار درماني سپري كند. |
ادامه مطلب>>>



سوار سفيدپوش هر بينندهاي را به ياد كليپهاي عصر جمعة صدا و سيما دربارة امام زمان(عج) يا صحنة حملة اميرالمؤمنين(ع) به عمروعاص در سريال معروف امام علي(ع) مياندازد. سوار از غيب آمده، ميآيد و گردن جوان را ميزند و ناپديد ميگردد.

فيلم «بابل» ديگر فيلم ضداسلامي سينماي امسال آمريكا، داستان توريستي آمريكايي (كيت بلانشت) است كه به خاطر شيطنت دو كودك مسلمان و بازيگوش و بازي آنها با اسلحه زخمي شده و مجبور ميشود تا يك نصفه روز را در يك دهكده دور افتاده مسلمان نشين به همراه همسرش (برد پيت)، در اوضاعي بسيار ملالتبار و بدون دسترسي به هر گونه ابزار درماني سپري كند.